9ماهگیت مبارک +یه عالمه حرفای ناگفته
عزیز مامان نمیدونم از کجا شروع کنم این مدت هرچی خواستم بیام نشده اولش که 7تیررفتیم سفر و اولین اسیب جدی رو دیدی در شهر تبریزاومدی بشینی که جای خوبی رو برای نشستن انتخاب نکردی و دقیقا میخواستی بشینی روی استکان چایی که چایی و تو رو باهم گرفتم اما اخرش یه ذره چایی ریخته بود به شلوارت و از روی شلوار از بس داغ بود زانوتو سوزونده بود سفرمونم به قصد جلفابود که از پیرانشهر هم سردراوردیم همسفرامون پدرجون و مامان جون بودند و جاهاییم که ازش دیدن کردیم منطقه ازاد ارس ابشار اسیاب خرابه حمام کردشت و جایی که به نظرم جالب بود کلیسای سنت استپانوس بود میخواستم اینارو برات مفصل بنویسم ولی ازونجا که مطلب زیاده و وقت من کم معذرت واما بریم سراغ...
نویسنده :
مامان مهدیه
13:28


